اجازه بدهید این بار از «هامون» نگوییم!
خلوت شاعرانه مرد بازیگر را به تماشا نشستهایم در خانه قدیمی آنها اتاقی بود به نام اتاق عقبی؛ اتاقی نمور و تاریک با پرده ضخیم قهوهای بیریخت که اجازه نمیداد روشنای آفتاب به درون بتابد. شب که میشد، مادر و پسر که به خواب میرفتند، تازه زندگی شبانه پدر آغاز میشد. و این پدر فقط